. دارم فكر میكنم چقدر خوب میشد نزدیك صورتم نفس میكشیدی میدانی؟ من رك تر از ان هستم كهنبوسمت می دانی...؟! به رویت نیاوردم...! از همان زمان كه بجای"تو" به من گفتی"شما" فهمیدم پای"او" در میان است عشقت بمیره گریه نكن گریم میگیره ،گریه نكن بذار تا راحت جدا بشیم دیگه دیره،گریه نكن احساس میكنم بازی را بد باختم حواست هست؟ من یارت بودم،نه حریفت میفهمی؟! مرا به ذهنت نسپار به دلت بسپار من از گم شدن در جاهای شلوغ میترسم یه وقتایی اونقدر كسی حالی ازت نمیپرسه كه ادم شك میكنه نكنه مرده و خودش خبر نداره

نوشته شده در تاریخ 1391/03/11    | توسط: علی خمانه    |    نظرات()